تحلیل SWOT یا ماتریس SWOT چیست؟

تحلیل SWOT که تحت نام هایی چون ماتریس SWOT، تحلیل اس دبلیو او تی و تحلیل سوات نیز شناخته می شود یکی از مهمترین ابزارهای تحلیل استراتژیک برای سازمان های امروزی است. امروزه عدم اطمينان ناشی از تغييرات محيطی و كسب سود بيشتر موجب شده است برنامه ریزی به صورت يك ضرورت انكارناپذير تلقی شود. ازجمله انواع برنامه ریزی سازمانی می‌توان به برنامه ‌ریزی استراتژيك اشاره كرد.

برنامه ریزی استراتژيك موجب می‌شود سازمان فعالیت‌ها و خدماتش را برای رفع نيازهای در حال تغيير محيط تطبيق دهد. اين برنامه‌ریزی نه ‌تنها چارچوبي براي بهبود برنامه تدوين می‌کند، بلكه چهارچوبی برای ساختاردهی مجدد برنامه‌ها، ارتباطات سازمانی و همکاری‌ها و نيز براي ارزيابي پيشرفت سازمان در اين زمینه‌ها ارائه می‌کند. یكي از روش‌های مورداستفاده در برنامه‌ریزی استراتژيك برای سازمان‌ها، روش ماتريس SWOT یا ماتریس سوآت است.

تحلیل SWOT برای اولین بار در سال ۱۹۵۰ توسط دو فارغ‌التحصیل مدرسه بازرگانی هاروارد به نام های جورج آلبرت اسمیت و رولاند کریستنسن مطرح شد. در آن زمان این تحلیل ضمن کسب موفقیت‌های روزافزون به‌عنوان کسب ابزار مفید مدیریتی شناخته شد؛ اما شاید بیشترین موفقیت مشهود این تحلیل زمانی به دست آمد که Jack Welch از آن برای بررسی ماتریس GE (مدل تدوین استراتژی جنرال الکتریک) و افزایش بهره‌وری سازمان خود استفاده کرد.

تحلیل SWOT قبل از ورود به هر بازار و به طور کلی هر زمانی که می‌خواهیم بازخورد فعالیت‌های بازاریابی و تبلیغات مان را افزایش دهیم بسیار ضروری‌ است. طبق گفته‌ی بانی تیلور (Bonnie Taylor)، اصلی‌ترین هدف تحلیل SWOT کمک به سازمان‌ها در رسیدن به آگاهی کامل از تمامی عواملی است که در تصمیم‌گیری مؤثر هستند.

تحلیل SWOT ابـزاری بـرای شـناخت تهدیدها و فرصت‌های موجود در محیط خارجی یک سیستم و بازشناسی ضعف‌ها و قوت‌های داخلـی آن به‌منظور سنجش وضعیت و تدوین راهبرد برای هدایت و کنتـرل سیـستم مزبـور می باشد.


 

المان‌های تحلیل SWOT

 

چهار خانه ماتریس swot

 

۱-نقاط قوت (Strengths)

عبارت است از شایستگی های ممتاز و حتی متمایزی که به ‌وسیله آنها سازمان می‌تواند نسبت به رقبا مزیت رقابتی کسب کند .

یک سازمان باید به نقاط قوت خود هم از دید درونی و هم از دید شرایط بیرونی سازمان توجه ویژه ای داشته باشد. وقتی سازمان نقاط قوت خود را بررسی می کند، باید درباره ی ارتباط این نقاط قوت با رقیبان هم بررسی های لازم را انجام دهد.

نقاط قوت یک سازمان می تواند موارد زیر باشد:

  • روابط مثبت با تامین کنندگان
  • اختراعات سازمان
  • داشتن منابع مالی زیاد
  • منابع انسانی کارا و موثر
  • تصویر مثبت ذهنی میان خریداران
  • دسترسی به شبکه‌های توزیع مناسب
  • برند محبوب و شناخته شده
  • هزینه تمام شده پایینتر از رقبا
  • انحصار در دسترسی به برخی منابع

 

برای شناسایی نقاط قوت یک سازمان باید به اینگونه سوالات پاسخ دهد:

  • سازمان شما چه مزایایی دارد؟
  • چه کارهایی را از سایرین بهتر انجام می‌دهد؟
  • چه چیزهای منحصر به فردی دارد که از عهده رقبا خارج است ؟
  • مردم و مشتریان نقاط قوت سازمان شما را چگونه ارزیابی می‌کنند؟
  • منبع اصلی سود و درآمد شما چیست؟
  • در کدام بازارها سهم بیشتری را در اختیار داریم؟
  • آیا منابع انسانی کارا و موثر در اختیار داریم؟

 

۲-نقاط ضعف (Weaknesses)

محدودیت یا کمبود در منابع، مهارت‌ها، امکانات و توانایی‌هایی است که به ‌صورت محسوس مانع عملکرد اثربخش سازمان شود. در واقع نقاط ضعف ، ایرادات کار و نکات منفی ای است که سازمان درگیر آن است.

نقاط ضعف یک سازمان می تواند موارد زیر باشد:

  • عدم پشتیبانی و حفاظت از اختراعات
  • برند ضعیف و یا تصویر ذهنی منفی نسبت به برند
  • ساختارهای پرهزینه در سازمان
  • عدم دسترسی به شبکه‌های توزیع مناسب
  • عدم دسترسی به منابع لازم
  • نیروی انسانی ضعیف و مدیریت منابع انسانی ناکارآمد

 

برای شناسایی نقاط ضعف یک سازمان باید به اینگونه سوالات پاسخ دهد:

  • کدام بخش کار را باید بهبود دهیم؟
  • کدام فعالیت ها باعث کاهش بهره وری و فروش سازمان شده است؟
  • کدام فعالیت ها و واحدها باعث ضرر مالی می شوند ؟
  • مشتریان نقاط ضعف ما را در چه چیزی می‌بینند و چگونه ارزیابی می کنند؟
  • سازمان ما در محیط بیرونی چه تصویری دارد؟
  • چه کارهایی به طور نامناسب انجام می‌ شود؟

 

۳-فرصت‌ها (Opportunities)

عبارت است از یک موفقیت مطلوب عمده در محیط خارجی سازمان مانند شناخت بخشی از بازار که پیش‌ از این فراموش ‌شده بود. در واقع فرصت ها عناصری محیطی هستند که سازمان می‌ تواند از آن ها به نفع خود بهره‌ برداری کند.

تحلیل دقیق محیط خارجی می‌ تواند باعث شناسایی فرصت‌ های جدیدی شود که توسعه و رشد را برای سازمان دربرخواهد داشت.

فرصت های پیش روی یک سازمان می تواند موارد زیر باشد:

  • نیازهای مشتری که هنوز برطرف نشده اند
  • کاهش محدودیت‌ های قانونی و تجاری
  • شناخت بخشی از بازار که کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
  • بهبود وضعیت رقابتی
  • بهبود در روابط با خریداران و فروشندگان
  • ظهور فناوری های نوین

 

 

۴-تهدید‌ها (Threats)

یک تهدید، موقعیت نامطلوبی در محیط خارجی سازمان است که می تواند برای سازمان دردسرساز و خطرناک شود. تهدیدها زمانی به وجود می آیند که شرایط محیط خارجی، قابلیت اطمینان و سودآوری سازمان را به خطر می‌ اندازد.

تهدیدهای پیش روی یک سازمان می تواند موارد زیر باشد:

  • افزایش قدرت چانه زنی خریداران و تامین کنندگان
  • تغییرات سریع و عمده تکنولوژی به گونه ای که دستیابی به این فناوری ها فراتر از توانایی انطباق سازمان باشد.
  • ظهور محصولات جایگزین پر قدرت
  • افزایش رقابت منجر به ظرفیت بیش از حد
  • مشکلات اقتصادی مانند رکود و کاهش قدرت خریداران
  • جنگ قیمت از طرف رقبا
  • افزایش محدودیت‌های تجاری و قانونی

 

در ویدیوی زیر مثالی کاربردی از تحلیل swot برای تعیین نقاط ضعف ، نقاط قوت ، فرصت ها و تهدیدات در شرکت قهوه استارباکس را مشاهده می کنیم :

 

 


 

چه زمانی ازتحلیل SWOT استفاده کنیم؟

 

  • در ابتدای طراحی کمپین‌ های بازاریابی
  • هنگام اتخاذ سیاست‌ های کاری متفاوت در کسب‌ و کار
  • کشف موقعیت‌ های مناسب برای اعمال تغییرات در شرکت

 

در سیر شکل‌گیری ماتریس تحلیل SWOT سه مرحله تکاملی گزارش‌ شده است که عبارتند از:

  1. تدوین تکنیک هـایی که به سنجش نقاط قوت و ضعف درونی سیستم پرداخته اند.
  2. تدوین تکنیک هایی که به تحلیـل تهدیـدات و فرصت‌های محیط خارجی سیستم توجه داشته‌اند.
  3. تدوین تکنیک هایی که به تعامل و هماهنگ‌ سازی  تغییر داخلی و خارجی می‌پردازد.

اگرچه مجموعه متغیرهای موجود در ماتریس SWOT (قوت، ضعف، فرصت و تهدید) متغیرهای جدیـدی نیستند؛ لیکن نکته بدیع این تکنیک را باید در توانایی آن در هماهنگ نمـودن و یـافتن ارتبـاط نظام‌ مند میـان متغیرهای مزبور دانست.

هرچند بسیاری از مؤلفین حوزه برنامه‌ریزی راهبردی به لزوم بهره گیری شرکت‌ها از قوت خود برای استفاده از فرصت‌ها اعتقاد دارند امـا نبایـد معـادلات مهـم دیگـری همچـون کاسـتن از ضعف‌ها به‌منظور بهره جستن از فرصت‌ها مورد غفلت قرار گیرد. به‌هرحال یـک “ضـعف” در حقیقـت بـه مفهوم نبود “قوت” است و تلاش در جهت کاستن از ضعف می‌تواند به ‌نوبه خـود بـه تـدوین یـک راهبـرد متمایز برای موسسه منجر شود. تکنیـک تحلیل SWOT همچنـین ابزاری برای ترغیب تصمیم گیران جهت یافتن تاکتیک‌ها و اقدامات مؤثرتر می باشد.

 


 

مراحل تحلیل SWOT

 

  1. بررسی محیط خارجی
    بررسی محیط خارجی با فهرست نمودن تهدیدات خارجی (T) و فرصت‌ها (O) آغاز می‌شود. سپس ماتریس ارزیابی عوامل داخلی (IFE) را تهیه می‌کنیم. معمولاً در حوزه مدیریت سرفصل‌های تهدیـدات و فرصت‌ها شـامل عوامـل اقتـصادی، اجتمـاعی، سیاسـی، جمعیت شناختی، تولید و خدمات، تکنولوژی، بازار و رقابت می‌شود. باید توجه داشت که در تحلیل این عوامـل نبایـد صرفاً به بررسی محیط کنونی بسنده کرد بلکه مهم‌تر از آن آینده‌ نگری و تحلیل محیط آینده است.
  2. بررسی محیط داخلی
    محیط داخلی سازمان برای شناخت قوت‌ها (S) و ضعف‌ها (W) ارزیابی می‌شود. معمولاً سرفصل‌های قوت و ضعف‌ها در حـوزه علـم مـدیریت بازرگانی شامل عوامل سازمان، عملیات، مالی، بازاریابی و غیره می‌گردد. در ادامه ماتریس ارزیابی عوامل خارجی (EFE) تشکیل می‌شود.
  3. تدوین راهبرد
    روش تجزیه و تحلیل SWOT به شکل نظام یافته هر یک از عوامل قوت، ضعف، فرصت و تهدید‌ها را که در مرحله قبل شناسایی‌ شده‌ اند مورد تحلیل قرار داده و استراتژی‌ های متناسب با موقعیت را منعکس می‌ سازد. در مدل تحلیل SWOT پس از فهرست نمودن هر یک از عوامل قوت، ضعف، فرصت و تهدید که در مرحله قبل شناسایی‌ شده و نوشتن آن‌ها در سلول‌های مربوطه به خود برحسب ترتیب امتیاز وزن‌ دار از محل تلاقی هر یک از آن‌ها استراتژی‌های موردنظر حاصل می‌گردد؛ بنابراین همواره تحلیل SWOT منجر به چهار دسته استراتژی ST، WT، WOو SO می‌شود.

 

در ادامه به بررسی هر یک از این ۴ دسته استراتژی می پردازیم:

 

مراحل تحلیل swot در یک نگاه

 

-حال به تشریح هر یک از این استراتژی ها می پردازیم :

 

راهبرد دفاعی (راهبرد حداقل – حداقل)

هدف کلی این راهبرد که می‌توان آن را راهبرد «بقاء» نیـز نامیـد، کـاهش ضعف‌های سیـستم به‌منظور کاستن و خنثی‌ سازی تهدیدات است. در قلمرو فعالیت‌های بازرگانی بنگاهی که با تهدیدات خارجی و ضعف‌های درونی روبرو است در واقع با وضعیت وخیمی سروکار دارد. لذا بنگاه مزبـور می‌بایست بـرای بقـاء خود جنگیده و راهی برای دفاع از خود جستجو نماید. در چنین وضعیتی، صرفاً راه‌حل‌هایی بسیار واکنـشی نظیر انحلال بنگاه، ادغام با دیگر مؤسسات و یا کاهش فعالیت‌های بنگاه پیش روی موسسه است.

راهبرد انطباقی (راهبرد حداقل – حداکثر)

راهبرد انطباقی تلاش دارد تا با کاستن از ضعف‌ها بتواند حداکثر استفاده را از فرصت‌های موجود ببرد. یک سازمان ممکن است در محیط خارجی خود متوجه وجود فرصت‌ هایی شـود ولـی به‌ واسطه ضعف‌های سازمانی خود قادر به بهره‌ برداری از آن نباشد. در چنین شرایطی اتخـاذ راهبـرد انطبـاقی می‌تواند امکـان استفاده از فرصت را فراهم آورد.

راهبرد اقتضایی (حداکثر – حداقل)

این راهبرد بر پایه بهره گرفتن از قوت‌های سیستم برای مقابله با تهدیدات تـدوین می‌گردد و هـدف آن بـه حداکثر رساندن نقاط قوت و به حداقل رساندن تهدیدات است. بااین‌وجود از آنجا که تجـارب گذشـته نـشان داده است که کاربرد نابجای قدرت می‌تواند نتایج نامطلوبی به بار آورد هیچ سازمانی نباید به‌طور نـسنجیده از قدرت خود جهت رفع تهدیدات استفاده کند.

راهبرد تهاجمی (حداکثر – حداکثر)

تمام دستگاه‌ها خواهان وضعیتی هستند که قـادر باشـند توأمان قـوت و فرصت‌های خـود را بـه حـداکثر برسانند. برخلاف راهبرد دفاعی که یک‌راه حل واکنـشی اسـت راهبـرد تهـاجمی یک‌راه حـل کنش گر می باشد. در چنین وضعیتی سازمان با استفاده از نقاط قوت خویش در جهـت گـسترش بازار تولیدات و خدمات خود گام برمی‌دارد. باید توجه داشت که اگرچه هر سازمانی ممکن است موقتا از راهبردهای سه گانه قبلی استفاده نماید لیکن خواست و تلاش همه سازمان‌ها نیل به وضعیتی است که در آن با استفاده از نقاط قـوت خـود از فرصت‌های موجود در محیط خارجی نهایت بهره را ببرند.

 

 

Sending
User Review
0 (0 votes)

Leave A Reply

Your email address will not be published.